داستان پند آموز
فیس بوک اینجاست...

داستان چوپان و تاجر
چوپانی و تاجری دوست بودند و هردو هدف مشترک دور دنیا دیدن را داشتند، تاجر یه عمر پول جمع کرد برای هدفش ونهایت بعد 30 سال که خواست دور دنیا را ببینه از دنیا رفت و موفق نشد و چوپان هر روز با گوسفندانش به یه نقطه از دنیا رفت و بعد 30 سال در نهایت سلامت به شهر اصلیش با کلی ثروت اومد...
« مرجع داستان های پند آموز »

« لینک داستان های قبلی در بلاک متحرک سمت چپ صفحه موجود است »
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۰۸/۰۹ ساعت توسط morteza
|